العلامة المجلسي

511

حياة القلوب ( فارسي )

به هدف أجابت مىرسد ، پيش از آنكه عدد ايّام وساعات عمر منقضى شود ومدت حيات بسر آيد . زليخا گفت : عقيدهء من نيز اين است وعن‌قريب خواهى شنيد - اگر بعد از من بمانى - سعى مرا . پس آن حضرت فرمود پوست گاوى پر از طلا به أو بدهند ، زليخا گفت كه : قوت البتة از جانب خدا مقدّر است ومىرسد ، ومن فراوانى روزى وراحت عيش وزندگانى را نمىخواهم تا أسير سخط پروردگار خود گردم . پس بعضي از فرزندان يوسف عليه السّلام به آن حضرت عرض كرد : اى پدر ! كي بود اين زن كه از براي أو جگرم پاره پاره شد ودلم بر أو نرم شد ؟ فرمود : اين دابهء فرح وشادى « 1 » است كه اكنون در دام انتقام خدا گرفتار است . پس يوسف أو را به عقد خود درآورد وچون همخوابهء أو گرديد أو را باكره ديد ! از أو پرسيد : چگونه باكره ماندى وسألها شوهر داشتى ؟ گفت : شوهر من عنين بود وقادر بر مقاربت نبود « 2 » . ودر حديث معتبر از حضرت صادق عليه السّلام منقول است كه : چون زليخا بر سر راه يوسف عليه السّلام نشست ، آن حضرت أو را شناخت وفرمود : برگرد كه تو را غنى مىگردانم ، پس صد هزار درهم براي أو فرستاد « 3 » . وبه سند معتبر منقول است كه : أبو بصير از حضرت صادق عليه السّلام پرسيد كه : يوسف عليه السّلام در چاه چه دعا خواند كه باعث نجات أو شد ؟ فرمود : چون يوسف را به چاه انداختند واز حيات خود نااميد گرديد عرض كرد : « اللّهمّ ان كانت الخطايا والذّنوب قد اخلقت وجهي عندك فلن ترفع لي إليك صوتا ولن تستجيب لي دعوة فانّي أسألك بحقّ الشّيخ يعقوب فارحم ضعفه واجمع بيني وبينه فقد

--> ( 1 ) . در مصدر به جاى « فرح وشادى » كلمهء « ترح » آمده كه به معنى حزن واندوه مىباشد . ( 2 ) . امالى شيخ صدوق 14 . ( 3 ) . قصص الأنبياء راوندى 136 .